خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





اصطلاحات محلی

    تالون شدهtἆluon  ṧode : جالیزی که محصول آن برداشت شده باشد

    پسکی کردن paske kerdan : جمع آوری خوشه های باقی مانده پس از درو  یا محصول باقی مانده پس از جمع آوری

    آوخُوسowxows:زمین گودی که همیشه آب در آن جمع می شود و حاصلخیز نیست

    جا یُرد jayord:زمینی که گوسفندان طی مدتی در آن استراحت کرده اند و اکنون کشت شود وبسیار حاصلخیز است.

    خوره: xureنوعی خورجین دو قسمتی از جنس پنبه یا موی بز که پیش از انداختن بر روی الاغ دهان آن را می دوختند

    کولور kulur:ضایعات جو یا گندم که پس از درو در زمین بر جای می ماند

    دُژگال (گُل)doJgal:گیاهی هرز که در شالیزار می روید


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : باقی مانده ,
    اصطلاحات محلی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر