جستجو

تبلیغات



معانی برخی اصطلاحات رایج در عشایر ایل باصری

    اربتین

    بدقیافه

    اردم دار

    خوش سلیقه

    بابو

    پدر بزرگ

    مامو

    مادربزرگ

    بلیت

    ولگرد

    اجامور

    زیرک

    پچل

    کثیف

    پیناس

    خسیس

    چالمه

    دل درد کهنه

    چایمون

    سرماخوردگی

    چیله

    چوب خشک باریک

    چلوس

    چوب نیم سوخته

    دوراغ

    دوغ پخته

    چکلوک

    دوغ پخته و آب رفته

    دون گاه

    محل دوشیدن گله

    رگاه

    از شیر گرفتن بره

    لیجمار

    لاغر اندام

    قبراق

    سر حال

    هوچک

    تاب خوردن

    کچ

    دکمه لباس

    حادق

    بیدار و زرنگ

    پاردم سوییده

    دنیا دیده

    جفنگ

    حرف مفت

    شپلاق

    سیلی

    قرغو

    داد و فریاد

    کله پرق

    انداختن چوب دستی

    گمسه

    کم حرف

    کرمنج

    مه غلیظ

    دولاخ

    گرد و خاک

    قیماق

    سرشیر

    بتمرگ

    بنشین

    اشتو

    شتاب عجله

    تحه

    گوسفند به رنگ حنایی

    کلوس

    حالت جمع نشستن
    پلوش بوی سوختن پشم جملی دوقلو
    جلابی گوسفند گوشتی شامپیل تکه ای از هیزم خشک
    گشت تمام نرگد بزرگ

    این مطلب تا کنون 32 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 17 آذر 1392
    منبع
    برچسب ها : ,
    معانی برخی اصطلاحات رایج در عشایر ایل باصری

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 4 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر